تبليغاتX
... شاید متفاوت


... شاید متفاوت

ان سوی دلتنگی ها خدایی هست که داشتنش جبران تمام نداشتن هاست

حرف هایی هست برای نگفتن

و ارزش عمیق هر کس

به اندازهی حرف هایی ست که برای نگفتن دارد

و کتاب هایی نیز هست برای ننوشتن

و من اکنون رسیدهام به اغاز چنین کتابی

که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم

و جلدش را به صاحبش پس دهم

و خود به کلبهای بی در و پنجره بخزم

و کتابی را اغاز کنم که نباید نوشت

دکتر شریعتی

نوشته شده در 88/08/02ساعت 18:14 توسط سحر مکارم| |

مشهد کنسل شد
نوشته شده در 88/08/02ساعت 18:8 توسط سحر مکارم|

سلام

 چندتا خبر ارش خوشمل ما شد یه ماهششششششش هورااااااااااااااا

... یکی دیگشم اینکه ۱۲ دارم میرم مشهد بازم هورااااااااااااااااا

واز همه مهمتر فهمیدم قلمم هنوز خشک نشده

این یکی هم هورا داره

ولی یه چیز دیگه هم هست نمیدونم چرا از نظر روحی داغونم

راستی پیشنهاد میکنم اهنگ ترس شادمهرم گوش کنید عالیههههههههه

 

اس.ام.اس

چه رنجیست لذت ها را تنها بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی عظیمی ست تنها خوشبخت بودن

نوشته شده در 88/07/23ساعت 12:19 توسط سحر مکارم| |

تفنني ميان شعر هايم

 گاهي به تو سر ميزنم

سرميزنم که تنها نباشد خيالم (شايد)

بوي سيبت را که ميشنوم

مست ميشوم

 تکرار عادت ميشود در من
به تو سر ميزنم

ديگر

 تفنني نيست

 خبر از عادت است

تنهاييي خيال بهانه اي بيش نيست

سحر۱۳۸۸


اس.ام.اس
با همه چيز در اميز و با هيچ چيز اميخته مشو

 در انزوا پاک ماندن نه سخت است نه با ارزش

 

خاطراتمان باشد

شايد سالها بعد در گذر زمان بي تفاوت از کنار هم بگذريم

 و بگوييم ان غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود

نوشته شده در 88/07/12ساعت 2:32 توسط سحر مکارم| |

سلام دوستان اگه تازگیا جای اسمم تو نظراتون خالیه واسه اینه که دیر به دیر میام اخه ناسلامتی کنکوریما

ولی شما زیاد بیاین منم هر وقت امدم به همتون سر میزنم قول

نوشته شده در 88/07/09ساعت 0:19 توسط سحر مکارم|

یه دوست عزیز با یه تلنگر باعث شد بیدار شم(شاید)

 

 

زندگی را میبافیم

به سسستی

تارهای عنکبوت دائمی نیست

شاید فرصتی دیگر نباشد

ابریشم شاید زمان برد

ولی قابل اطمینان است

میبافم زندگی را

با اطمینان

سحر ۱۳۸۸

 

 

 

شاید هدیهی بزرگ خدا

انقدر کوچک بود در چشمانم

که چشم بستم و

فرصت از دست دادم

فرصت دیدن معشوق.. معبود را

سحر۱۳۸۸

 

نوشته شده در 88/07/02ساعت 14:4 توسط سحر مکارم| |

سلامممممممممممممممممممممم

ارش کوچولو دنیا امد

هورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررا

امروزمن نازنین رفتیم بیمارستان دیدنش

خیلی کوچمولوه وزنش۲.۸۰۰

 

نوشته شده در 88/06/23ساعت 14:35 توسط سحر مکارم| |

سلام دوستای گلم من بعد از چند روز امدم اینقدر نظراتون خوشحالم کرد که اگه میدونستین یه صد تایی نظر

میدادین

راستی یه خبر داغ من تا چند روز دیگه خاله میشم یه پسمرک خوشمل که اسمش ارش

توی خونه همه بی صبرانه منتظر این کوچمولویم به قول مامانم همه رو سر کار گذاشته

واسه ابجیم دعا کنین

فعلا منتظرم باشین

 من دیونه برم بخوابم ساعت ۷

نوشته شده در 88/06/22ساعت 5:43 توسط سحر مکارم| |

سلام امروز میخوام بعد کلی وقت چند تا از شعرای خودمو بزارم


سهمي نداريم در زندگي خود

بيهوده ميکاريم گل هاي رويا

فردا چه خواهد شد؟

سحر۱۳۸۸

 

 


راحت از بي بارگي

بار به دوش ميکشيم

 پر از خالي

سنگين از هيچ

سحر۱۳۸۸

 

اس.ام.اس

بگذار تا بگویم دنیا به این بزرگی یک کوزهی سفالیست

باید که مهربان بود باید که عشق ورزید

زیرا که زنده بودن هر لحظه احتمالیست

 

نوشته شده در 88/06/16ساعت 17:46 توسط سحر مکارم| |

اس.ام.اس

به سلام ها دل نميبندم و

از خداحافظي ها غمگين نميشوم

ديگر عادت کرده ام به تکرار يک نواخنت دوري و دوستي

خورشيد و ماه

 


اگر اشک هايم گل زندگيت را اب ميدهد

هميشه گريه ميکنم تا زنده بماني

 

نوشته شده در 88/06/10ساعت 1:21 توسط سحر مکارم| |


Design By : Night Skin